close
نازچت
داش‌مشدی‌های قاجار چه آرزویی داشتند؟

تالار بهترین ها

ارتباط از طریق یاهو مسنجر
1
محل تبلیغات شما
2
محل تبلیغات شما
3
محل تبلیغات شما

عضویت درخبرنامه

تبلیغات شما

داش‌مشدی‌های قاجار چه آرزویی داشتند؟
بازديد : 78

داش‌مشدی‌های قاجار چه آرزویی داشتند؟

درگاه پیشینه به مناسبت روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای چند عکس از این ورزش در دورۀ قاجار همراه تاریخچه ای از آن از دورۀ صفویه تا قاجار را تقدیمتان می کند.

اجرای مراسم زورخانه ای در جشن نوروز در میدان ارگ تهران

اجرای مراسم زورخانه ای در جشن نوروز در میدان ارگ تهران

ورزش زورخانه‌ای یکی از ورزش‌هایی است که در ایران با عنوان ورزش پهلوانی و نیز ورزش باستانی از آن یاد می‌شود. این ورزش، که در سرزمین ما سابقۀ بسیار دارد، در گذشته در حکم یکی از اموری بود که مردان و به‌ویژه آنهایی که به کار سپاهی‌گری مشغول بودند، می‌بایست در آن دستی داشتند؛ «این ورزش از زمان‌هاى بسیار دور باستانى در ایران مرسوم بوده، به منظور باز کردن عضلۀ بازوهاى جوانان و عادت دادن آنها به حرکت درآوردن سلاح‌هاى سنگین اختراع گردیده است». (فیگویروا، سفر در ایران، ص ۲۱۷؛ به نقل از قائم مقام) طبقات گوناگون جامعه به این ورزش علاقه نشان می‌دادند و حتی اگر خود در آن شرکت نمی‌جستند از تماشای آن لذت می‌بردند. از همین روست که در زورخانه‌ها جایی برای تماشاچی‌ها در نظر گرفته می‌شد (همان، ص ۲۱۶). با توجه به آنکه در منابع گوناگون از افرادی از طبقۀ تجار یا  شاهزاده‌ها سخن به میان آمده است که دستی در این ورزش داشتند یا در منزل کشتی می‌گرفتند، نمی‌توان این سخن شاردن را که «کشتى یکى از ورزش‌هاى مهمّ طبقات پایین است» (سفرنامه شاردن، ج ۲، ص ۷۸۴) درست دانست (برای مثال رک: روزنامه خاطرات عین‏ السلطنه، ج ۷، ص ۵۲۲۳  و کارستن نیبور، سفرنامه کارستن نیبور، صص ۱۵۹ و ۱۶۲). حتی خود شاردن چند خط بعد با بیان این مطلب که «همۀ بزرگان و حاکمان استان‌ها در خانۀ خود زورخانۀ اختصاصى دارند و در آن به این ورزش مى‏ پردازند» (سفرنامه شاردن، ج ‏۲، ص ۷۸۴) به گونه‌ای دعوی خود را رد کرده است و بنابراین آن را می‌توان یکی از ورزش‌های مهم طبقات دیگر هم دانست.

بر اساس توصیف فیگویروا از زورخانه‌ها در دورۀ صفویه، این مکان‌ها اتاق‌های وسیع سرپوشیده ‏اى به شکل مربع بودند که وسط آن را  گود کرده بودند. این گودی در اصلاح ورزش زورخانه‌ای «گود» نامیده می‌‌شود و جای انجام دادن حرکت‌‌های ورزشی است و دورتادور آن جاى‏ نشستن تماشاچی‌هاست (فیگویروا، سفر در ایران، ص ۲۱۶). آنها را زورخانه می‌نامیدند؛ چون جایگاه پرورش زور و نیرو بودند (سفرنامه شاردن، ج ‏۲، ص ۷۸۴) و بر اساس سفرنامه‌نویس دورۀ زندیه، در هر کدام از چهار طرف سکویى رواق‌مانند ساخته شده بود (سفرنامه کارستن نیبور، ص ۱۵۹). در ورودى زورخانه، کوچک بود و در پایین قرار داشت و تمام ساختمان بدون پنجره بود؛ فقط در بالاى گنبد ساختمان سوراخى تعبیه شده بود که نور ضعیفى از آن به داخل زورخانه مى ‏تابید و چون این نور براى روشن کردن فضاى داخل زورخانه کفایت نمى‏کرد، ناگزیر بودند چراغ‌هایى روشن کنند. در بناى این ساختمان ترتیبى داده شده بود تا از به‏ وجود آمدن کوران جلوگیرى شود؛ اقدامى که خیلى ضرورى بود. «اما امکان داشت با تعبیۀ سوراخ‌هایى در گنبد زورخانه، هواى آلودۀ داخل را تمیز کرد. این هوا نه تنها براى کسانى که در زورخانه بودند هواى سنگینى بود، بلکه به ‏طور قطع سلامتى آنها را به خطر مى ‏انداخت» (همان‌جا).

بر اساس توصیفات سفرنامه‌نویسان از لباس زورخانه‌کاران یا همان پهلوانان زورخانه، طی زمان تغییر چندانی در آن رخ نداده است؛ «تن آنها برهنه است و فقط یک شلوار کوتاه از چرم بر تن دارند که چسب کمرشان است و تا وسط ران پایین مى‏ آید» (سفر در ایران، ص ۲۱۶). این شلوارها به روغن اندوده است. افزون بر این، «پارچۀ سفیدى به کمر مى ‏بندند و روى آن را به روغن مى‏ اندایند تا دست حریف بر آن بلغزد و نتواند او را به چنگ بگیرد» (سفرنامه شاردن، ج ۲، ص ۷۸۴). 

در زورخانه‌ها سلسله‌مراتبی وجود داشته که در ادامه توضیح داده شده است:

۱-نوچه: کسى که در زورخانه‌ای مخصوص، نزد پهلوان معینى تعلیم مى‌بیند. او، پس از پیشرفت کافى به مرتبۀ «نوخاسته» مى‏ رسد.

۲- میاندار: داور و مربى زورخانه و رهبر ورزشکاران در هنگام ورزش است. 

۳- مرشد یا «کهنه‏ سوار» با ضرب گرفتن و خواندن اشعار مناسب، حرکات ورزشى را تنظیم مى‌‌کند و نیز اداى احترام واردین، براساس مراتب آنها با اوست (راوندی، تاریخ اجتماعى ایران، ج ‏۷، ص ۱۸).    

سنگ گرفتن، شنا رفتن، میل گرفتن، کباده کشیدن و کشتى ‏گیرى از جمله حرکت‌هایی است که در زورخانه‌ها انجام می‌شود. فیگویروا، سفرنامه‌نویس عصر صفوی، اموری را که در این مکان‌های ورزشی انجام می‌شد چنین شرح داده است: «ورزشکاران معمولا در گروه‌هاى بیست‌نفرى به گود وارد مى‏ شوند و ورزش را با نوعى پایکوبى شروع مى‏ کنند. ورزشکاران در این پایکوبی‌ها انواع و اقسام پیچ‌وتاب‌ها را انجام مى ‏دهند. این نمایش پیش ‏درآمد کشتى است. این تمرین که سرعت آن به تدریج زیاد مى ‏شود آن‏قدر ادامه مى ‏یابد که از شدت خستگى بر زمین مى ‏افتند و آخرین کسى که تاب مقاومت آورده است و روى پا ایستاده، به عنوان برنده اعلام مى‏ شود و جایزۀ خود را دریافت مى‏ دارد. ورزشکاران براى مدت کوتاهى استراحت مى‏ کنند و مجددا درحالى‌که دو قطعه چوب بلوط فوق‌العاده بزرگ به شکل گلابى (میل) در هردست دارند در میان گود ظاهر مى ‏شوند. ورزشکاران میل‌ها را به حرکت مى‏ آورند و به تناوب از چپ و راست دور سرشان مى ‏گردانند و هربار بدون آنکه تعادل خود را از دست بدهند، میل‌ها را به شکل دیگرى با تأنى از زمین بلند مى‏ کنند. در وقفه ‏اى که موزیک (صداى ضرب و آواز ضرب‏ گیر) مشخص مى‏ کند، ورزشکاران روى یک پا مى‏ ایستند و بازوهاى خود را به صورت صلیب باز مى کنند و مدت چند ثانیه این دو چماق عظیم را با قدرت غیرقابل تصورى در هوا نگاه مى ‏دارند. این ورزش گاهى بیش از دو ساعت طول مى ‏کشد و در این فاصله مرتبا میل‌ها را با میل‌هاى سنگین ‏تر عوض مى‏ کنند تا آنجا که دیگر بلند کردن آخرین آنها تقریبا غیرممکن گردد» (سفر در ایران، صص ۲۱۶-۲۱۷).

ورزش زورخانه ای در دوره قاجار

 

ورزش زورخانه ای در دوره قاجار

پس از این مراسم کشتى‏ گیری شروع می‌شود. «کشتى‏ گیران قبلا بدن خود را با روغن مشت ‏و مال مى ‏دهند که هم قابلیت انعطاف بیشترى پیدا کنند و هم اینکه تا آنجا که ممکن است، کمتر مجال قبضه ‏کردن به حریف بدهند. قبل از شروع کشتى دو حریف دوستانه به یک‏دیگر سلام مى‏ کنند و دست راست خود را روى سر مى‏ برند و آن را مى‏ بوسند. آن‏گاه یک‏دیگر را در شرایط مساوى محکم مى‏ گیرند و متقابلا یک بازو به زیر و بازوى دیگر را به روى شانۀ طرف مى‏ گذارند. این حالت مدت زیادى طول نمى‏ کشد چون بلافاصله خود را به زانو و یا روى شکم مى ‏اندازند.

در فن کشتى‏ گیرى موضوع زمین زدن حریف در بین نیست، بلکه باید پشت او را به خاک آورد و ازاین‏ رو ماهرترین کشتى ‏گیران از اولین فرصتى که به‌دست مى‏ آورند باعجله خود را روى زانو و دو دست مى ‏اندازند. در این وضعیت کشتى‏ گیر غالبا از موقعى که سرپا ایستاده خطرناک‌تر است» (سفر در ایران، صص ۲۱۸-۲۱۹)، اما براساس گفتۀ عین‌السلطنه این قانون در همه‌جا حاکم نیست: «اما زمین خوردن اینجا سهل است به غیر پا هرجاى آدم به زمین برسد مى‏ گویند زمین خورد. در عراقات و زورخانه‏ هاى‏ طهران پشت باید به زمین برسد و ممکن است ده مرتبه آدم زمین بخورد و بلند شده باز بچسبد تا آنکه یکى از آن دو مهره پشتشان به زمین برسد» (روزنامه خاطرات عین‏ السلطنه، ج ‏۵، ص ۴۰۱۹). فیگویروا در ادامه چنین می‌گوید: «کشتى‏ گیران معمولا از این موقعیت براى سرنگون کردن حریف استفاده مى‏ نمایند. به مجرد اینکه یکى از دو کشتى‏ گیر پشت حریف را به خاک رساند شخص مغلوب در همان وضعیت باقى مى‏ ماند. وى پس از اداى سپاس برپا مى‏ خیزد، تعظیم مى‏ کند، پیشانى حریف را با دست راست لمس مى‏ کند و مى‏ بوسد. کشتى‏ گیر فاتح هیچ ‏یک از این احترامات را در مورد حریف بازنده به جا نمى‏ آورد و تبریکات را با تبختر جواب مى ‏گوید. اما ازآنجاکه باید با حریفان دیگر هم دست‏ و پنجه نرم کند، غالبا اتفاق مى ‏افتد که وى مغلوب دیگرى مى ‏شود و از این ‏رو تحسین همگانى و جایزۀ نقدى نصیب کسى مى‏ شود که بر تمام حریفان پیروز گردیده باشد. مقدار پولى که به برنده مى‏ دهند، بستگى به تعداد حریفانى دارد که او آنان را شکست داده است، اما چنان‏ چه برنده از اول وارد گود شده، کلیۀ حریفان را از پا درآورده باشد پیروزى وى را جشن مى ‏گیرند و هدایاى قابل ملاحظه‏ اى از قبیل اسب، لباس، شال و پول نقد به او مى‏ دهند. البته چنین مواردى نادر است» (سفر در ایران، صص ۲۱۸-۲۱۹؛ همچنین رک: سفرنامه کارستن نیبور، ص ۱۶۲).

فیگویروا به علاقۀ بزرگان به ورزش کشتى اشاره کرده و نوشته است: «آنها غالبا شخصا وارد گود مى ‏شوند و با دوستان خود یا کشتى ‏گیران عادى دست‏ و پنجه نرم مى ‏کنند. کاملا روشن است که کشتى ‏گیران اخیرالذکر سعى در مغلوب نمودن ارباب نمى ‏کنند؛ چون پولى که از این طریق به‌دست مى ‏آورند چندین برابر پولى است که در صورت پیروزى ممکن است عایدشان شود» (سفر در ایران، صص ۲۱۸-۲۱۹).

در برخی موارد نتیجۀ این ورزش گاه مرگ حریف بود؛ برای نمونه فیگویروا از مردی سخن گفته است که «از بخت بد حین کشتى گردن یکى از حریفان را شکسته بود که منجر به مرگ آنى وى گردیده بود» (سفر در ایران، ص ۲۲۰).    

در دورۀ قاجار ورزشکار خوب بودن و در زورخانه‏ چهره کردن یکى از آرزوهاى هر «چغاله ‏مشدى» بود. چغاله‏ مشدى واژه‌ای است که عبدالله مستوفی برای افرادی به کار می‌برد که آرزوی مشتی شدن داشتند (شرح زندگانى من، ‏ج ‏۱، ص ۳۰۴).  با توجه به همین خواسته بود که بسیاری از زورخانه‌داران مشدی‌ها و چغاله ‏مشدى‌ها را دور خود جمع و به قول عین‌السلطنه نوکر خود می‌کردند (روزنامه خاطرات عین‏ السلطنه، ج ‏۷، ص ۵۲۲۳). گویا مرشد شدن آرزوی بزرگ مرشدها بوده است؛ زیرا مستوفی در کتاب خاطرات خود گفته است: «مرشدى زورخانه‏ که کار کشتى یاد می‌داد و پشت کوس نشسته اشعار شاهنامه می‌خواند، کارى بود که به‌آسانى نصیب هر داشى نمی‌شد، باید یک داش خیلى امتحان لوطیگرى داده باشد تا بتواند پشت کوس بنشیند» (شرح زندگانى من، ‏ج ‏۱، ص ۳۰۴).    

شایان ذکر است که قسم خوردن به پوریای ولی یکی از قسم‌های مخصوص اهالی زورخانه‌ها در دورۀ قاجار بود (روزنامه خاطرات عین‏ السلطنه، ج ‏۱، ص ۹۵۹) و اصطلاحات «مطالعات خارج گود»، «گلریزان» و «لنگ انداختن» از این ورزش گرفته شده است.

وقتى پیش‏کسوت‌ها در زورخانه‏ باهم سرشاخ می‌شدند، نوچه ‏ها براى زیرچاق کردن فنون کشتى دوره گود مى‏ نشینند و چون اشتغالى جز دقت در نتایج فنونى که طرفین به‌کار مى‏ بندند، بهتر و بیشتر خود را براى کشتى‏ گیرى جدى آماده می‌کردند که به آن مطالعات خارج گود گفته می‌شد (رک: شرح زندگانى من، ‏ج ‏۳، ص ۵۰۴).

در زورخانه ‏هاى قدیم رسم بود که ورزشکاران یک زورخانه‏ از زورخانۀ دیگر دعوت می‌کردند و این دعوت بیشتر شب‌ها اتفاق مى ‏افتاد. در این شب پیش‏کسوت‌ها و سران ورزشکاران را هم به مناسبت دعوت می‌کردند. جوان‌ها و نوچه‏ هاى طرفین در اقسام بازى ورزشى هنرنمایى و شیرین‏کاری‌هایى می‌کردند. گاهى دو نفر از نوچه ‏هاى طرفین داوطلبانه کشتى دوستانه ‏اى با هم می‌گرفتند. این کشتى را به مناسبت خصمانه نبودن، گل کشتى و این شب را گلریزان می‌گفتند؛ زیرا از باجه طاق زورخانه‏ بر سر دو مبارز گل زیادى می‌ریختند، به گونه‌ای که سطح زورخانه‏ پر از گل می‌شد (شرح زندگانى من، ج ‏۳، ص ۲۷۸).

لنگ انداختن کنایه از میانجى شدن است. این کنایه از عملى است که در زورخانه‏ معمول بود و وقتى دو نفر هم‌طراز با هم سرشاخ می‌شدند و کشتى‏ گیرى آنها حالت خصمانه به خود می‌گرفت، مرشد زورخانه‏ لنگ خود را میان آنها می‌انداخت و می‌گفت: «پهلوانان حرمت لنگ». بی‌درنگ پس از این عمل و سخن مرشد، دو کشتى‏ گیر باید دست از هم برمی‌داشتند و روى هم را می‌بوسیدند (شرح زندگانى من، ‏ج ‏۱، ص ۵۳۲).

مردی زورخانه کار در حال ستایش پروردگار

تصاویری جدید از زورخانه ها

مردان زورخانه کار در حال انجام یکی از ورزش های زورخانه ای

نمایی از ورزش زورخانه ای

 

منبع: تهران پرس


موضوع: ورزشی,سایر رشته ها,فرهنگ و هنر,مطالب خواندنی,مطالب آموزنده,
برچسب ها : ,,,,,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط namakdun در تاریخ 1393/6/11 و 23:07 دقیقه ارسال شده است

namakdun گفته:

پیشنهاد یه جای باحال
همگردی


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

[تبادل لگو با ما]

دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما دوستان ما
تمامی حقوق مطالب برای این سایت محفوظ میباشد. قالب طراحی شده توسط: برگ گراف و ترجمه شده توسط : قالب گراف